تبلیغات
.::. گالری عکس . آموزش سخت افزار . نرم افزار . ترفند .::. - داستان ساناز و سعید در خیابان های تهران!

.::. گالری عکس . آموزش سخت افزار . نرم افزار . ترفند .::.

 

   \26\/15/ نظر سنجی

کدام بازیگر را بیشتر می پسندید ؟







  \26\/15/ ساعت وبلاگ

 

   \26\/15/ شمارنده

امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
آخرین بازدید
كل بازدید ها :
آخرین بروز رسانی


   \26\/15/ لینک به ما

لینک به ما

.



لوگوی دوستان

 

       


دانلود جدیدترین های روز دنیا

تبادل لینک لوگو وبنر با همه سایتها;

       



   \26\/15/ طراح قالب

طراح قالب : میلاد نوری

قالب های رایگان سایت نیمرو!

نیمرو!

Image and video hosting by TinyPic


جدول لیگ برتر

 

   .   داستان ساناز و سعید در خیابان های تهران! | خبرهای جالب ,


سعید توکلی در وبلاگ “ساقی میکده” نوشته است:

جاده ی چالوس

ساناز روسریتو بکش جلوتر. گیر میدن من حوصله ندارما!

سعید اذیت نکن دیگه. جاده چالوسِ ها. اینجام باید خفه شم؟ هیچ کس نمی بینه. نترس. فوقشم گیر دادن می کشم جلوتر خوب. اصلا میخوام راحت باشم.

ساناز خانم بی خیال شو خواهشا. جلوتر پلیس راه. روسریتو درست کن

اَه. ترسوی بزدل. بیا، خوبه؟

بزرگراه همت ساعت ۱۰ شب

کاش اتوبان همیشه انقدر خلوت بود سعید.

بازم که روسریت افتاده!

گیر نده ها. از کِی تا حالا غیرتی شدی واسه من؟ نمی خوام روسری سرم کنم. اصلا نمی خوام حجاب داشته باشم. باید کیو ببینم؟

خره اینجا ایرانه. می فهمی؟ دوست داری گشت ارشاد بگیره ببرتمون؟ حالا که همینجوری تو خیابون کسی بهمون کاری نداره انقدر تابلو بازی دربیار تا این بسیجیا بگیرن ببرنمون.

بسیجیا الان خوابن سعید جان. گشت ارشادم که فقط سر چهاراه ها بود و دم ورودیه ایستگاه مترو. اونام که چندوقته خدارو شکر شرشون کنده شده. (صدای ضبط بلند می شود و ساناز سر خود را از شیشه ماشین بیرون می کند و جیغ بلندی می کشد. باد فرم موهای ساناز را به هم می ریزد)

میدان تجریش ساعت ۶ بعد از ظهر

ساناز و سعید داخل ماشین نشسته اند. روسری ساناز روی شانه هایش افتاده است. صدای خواننده ی زنی که خارجی هم می خواند به گوش می رسد. ترافیک خیابان ماشین ساناز و سعید را به نمایشگاه تبدیل کرده است. جوان تر ها حریص تر از مردهای سن و سال دار به ساناز چشم دوخته اند. ساناز گه گداری ابرو نازک می کند و عشوه ای می آید و با سعید بگو بخندی می کنند. احتمالا سعید به این پسرهای اذب اقلی ای که خیابان های تهران را متر می کنند می خندد. اگر خوب نگاه کنی کمی عقب تر ساناز و سعید دیگری هم می بینی. آن ها هم غرق خنده هستند. آنجا هم ساناز روسری ندارد. ساناز ماشین عقبی هم می خواهد راحت باشد. او هم از حجاب بدش می آید. حجاب دست و پای او را هم می بندد. اتفاقا سعید هم از نگاه های طمع آمیز جوانک های آس و پاس خیابان بدِش نمی آید. صدای ضبط را بلند می کند تا پوز سعید ماشین جلویی را بزند. تا همه به ساناز او نگاه کنند.

ساناز و سعید در خیابان های تهران پر شده است. همه ی سعید ها دوست دارند ساناز خودشان را به رخ بکشند. کسی به ساناز و سعید کاری ندارد. آن ها دیگر در ایران زندگی نمی کنند. آن ها دیگر در خیابان شهید اندرزگو زندگی نمی کنند. سعید و ساناز کاری کرده اند که دیگر بهتر است خیابان ولیعصر را همان پهلوی صدا بزنی! سعید دیگر به روسریِ ساناز گیر نمی دهد. ساناز روسری را فقط دور گردنش می اندازد تا اگر کسی به آن ها گیر داد روی سرش بکشد.

********

اشاره ۱: پدر و مادر ها سعید و ساناز را تربیت کرده اند

اشاره ۲: وقتی امر به معروف و نهی از منکر را ذبح کردیم باید فکر این روز ها را هم می کردیم

اشاره ۳:  عصر خلافت امیر مؤمنان علی(ع) بود، به آن حضرت گزارش رسید که در مسیر راه ها بعضی از مردان و زنان رعایت حریم عفت را نمی کنند، بسیار ناراحت شد. مردم کوفه را جمع کرد، در ضمن سخنرانی به آنها فرمود: «نبّئت انّ نسائکم یدافعن الرّجال فی الطّریق، اما تستحیون؟ لعن اللّه من لایغار؛ به من خبر رسیده که زنان شما در مسیر راه ها به مردان تنه می زنند، آیا حیاء نمی کنید، خداوند لعنت کند کسی را که غیرت نمی ورزد.»*

*  وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۷



نویسنده : محسن      تاریخ درج مطلب : جمعه 10 اردیبهشت 1389    ساعت : 11:46 ق.ظ
تاریخ ویرایش : -   ساعت :  -


    .  لینک مطلب | نظرات ()


 

   \26\/15/ منوی کاربران

.  خانه
.  ایمیل

.  تماس با مدیر


   \26\/15/ مدیر وبلاگ

دکتر شریعتی : «کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم



   \26\/15/ موضوعات وبلاگ

خبرهای جالب(12)
اخبار موسیقی (5)
دانلود نرم افزار(4)
اخبار فیلم و سینما(7)
آموزش نرم افزار(8)
ترفند(7)
آموزش سخت افزار(8)
معرفی بازیهای جدید(6)
گالری عکس(9)
نرم افزار موبایل(4)
طنز و سرگرمی(5)


   \26\/15/ بایگانی وبلاگ

اردیبهشت 1389 (13)
دی 1388 (1)
مرداد 1388 (3)
دی 1387 (6)
آذر 1387 (3)
مهر 1387 (8)
مرداد 1387 (1)
اسفند 1386 (1)
بهمن 1386 (6)
دی 1386 (2)
آذر 1386 (5)
آبان 1386 (1)
مهر 1386 (4)
شهریور 1386 (34)
مرداد 1386 (2)


  \26\/15/ لینکستان


   \26\/15/ لینکدونی

طنز جوك اس ام اس و كلی مطلب باحال (- کلیک)
وبلاگ تخصصی كامپیوتر (- کلیک)
نرم افزار.ترفند.عکس.بازی (- کلیک)
 آرشیو لینكدونی
سایت نیمرو!
قالب های وبلاگ
تالارهای گفتگوی نیمرو!

پرشین وبلاگ

 


   \26\/15/ جستجوگر


   \26\/15/ خبرنامه


  \26\/15/مطالب قبلی

مرغی که سرش را بریدند اما ۱۸ماه بدون سر زنده ماند!! (+عکس)

جوک های زیبا و خنده دار

میرن مهمونا از اونا فقط آشغالِ میوه به جا می مونه!

آموزش رپر شدن – طنز

داستان ساناز و سعید در خیابان های تهران!

گزارش تصویری ویژه از درگیری و دست به یقه شدن ویکتور والدس و ژوزه مورینیو در پایان بازی بارسلونا و اینتر میلان

گلشیفته داور جشنواره لوکارنو شد

چهره حضرت علی(ع) از نگاه جبران خلیل جبران / عکس

مجسمه «شریعتی»​ هم به سرقت رفت

مردی برای روشن کردن جیپ خود از یک فیل کمک گرفت

احمدرضا عابدزاده بازداشت شد

در پی لغو دو اجرای بهنام صفوی و علی اصحابی در یزد: بهنام صفوی: «از مردم خوب کشورم عذر می خواهم»

جادوگر از هواپیما می‌ترسد

آیت الله امینی؛ به جوانان انگ ضدانقلاب نزنید

کودک 4 ساله قربانی سریال جومونگ شد



© CopyRight - All Rights Reserved - Template By : Nimroo.com

...